جمعی از اعضاء کانون توحید مسجد فاطمه زهرا سلام الله علیها قزوین

۲۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مشق» ثبت شده است

چهار قلم دار (قسمت اول)

وقتی که سری اول کارتون فوتبالیست‌ها برای بار دوم یا سوم از تلویزیون پخش ‌شد، مرا هم مثل خیلی از بچه‌های دهه هفتادی عاشق فوتبال کرد.

محمدرضا مهدوی

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

من و کرونا

سال ۹۸ برای ما دانش آموزان سال عجیب و پر از اتفاقات عجیب و تجربه نشده‌ای بود، مدام مدارس به دلایل مختلف تعطیل میشد؛ اوایل با آلوگی هوا شروع شد و بعد در میانه و اواخر پاییز خبر از آنفولانزایی به نامN1H1.

محمدجواد اینانلو

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

آقاکبیر و....

چرا واقعا اینجوریه

وقتی کسی میاد مسجد آقاکبیر موندگار میشه

انگار دل کندن براش سخت میشه

 

محمد آرمین رهنما

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کارونا؛ کار و کرونا (قسمت اول: کارجهادی)

باسمه تعالی

کارونا، کار و کرونا

قسمت اول، کار جهادی

اوایل ترم زمستانه بود، کلاسها هنوز با قوت برگزار نمی شدند، تازگی ها هم خبر پخش یک ویروس جدید در چین خبرساز شده بود و مدام گفته می شد: ووهان چین، ووهان چین. اسم این شهر را هم تا به حال نشنیده بودم، حداقل این ویروس، ووهان را سر زبان ها انداخته بود، بالاخره هر جایی به یک چیزی مشهور می شود.

محمد آقبلاغی

۸ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

دل نوشته منفی یک

صبح با تکرار چندین باره صدای زنگ هشدار گوشی از خواب بیدار می شوم تا شب که دوباره از فرط خستگی بخواب روم و روز از نو می‌شود. بی آنکه روزی را سپری کرده باشم! قبل تر ها، آن زمان که بچه تر بودم از صبح با دلی پر از شور و امید بیدار می‌شدم...

معین وحیدی

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

انتهایی ترین واگن اُتول دودی

هو الرفیق

از انتهایی ترین واگن اتول دودی
به راوی قصه مرد دریا
سلام؛
داستان زیبایت مرا به حاشیه کشاند. حاشیه‌ای که اصل بود. اصلی که در این عصر حسابی از آن دور مانده‌ایم.

محمدرضا مهدوی

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

دوربرگردان

نوشتن را لذتی است وصف ناپذیر اصلا درمان درد است نوشتن چه با مخاطب چه بی مخاطب لذت بخش است.  متن هایی که برای دل خودت و در گوشه¬ای خلوت از زندکی مینویسی آرامش روح است مسکن اعصاب.

حسین الهی

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

روایت خانه شهید

به نام خدا

ما یعنی بچه های مسجد فاطمه زهرا (سلام الله علیها) هر هفته به منازل شهدا میرویم، و برای هر کاری یک مسئول داریم.

محمدرضا قندی (12ساله)

۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰

مردِ دریا

هو الحبیب

          جماعت بر حاشیه ساحل نشسته بودند. سال ها بود که آن جا بودند. در همان کناره زندگی و روزگارشان را سپری می کردند. قایق هایشان را یک سو انداخته بودند و در امتداد حاشیه ساحل به زندگی خود می پرداختند و هر کس سهمی از آن حاشیه داشت. آن روز هم مانند روزهای گذشته، نشسته و منتظر رزقی بودند که دریا برایشان می آورد.

محمدحسین سیمیار

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

کرب و بلا

کربلا کرب بلاست مانند هیچ جای دیگر نیست
هر جای دیگر که بروی اما تجربه کربلا رفتن نمی شود...

زمزمه هایش از اربعین سال گذشته در سرم شکل گرفت اما آنقدر جدی نبود
تا اواسط تابستان امسال هم هنوز مردد بودم که امسال اربعین کربلا بروم
؟
با خانواده بروم؟
یا با بچه های کانون؟

حامد یزدی

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰